السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
18
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
شود تنها يا با درخت ( مسئلة 1 ) در وقت تعلق زكاة بغلات خلاف است مشهور علماء بر آنند كه وقت تعلق در گندم وجو زمان بسته شدن دانه است ودر نخل زماني است كه ميتوان زرد يا سرخ بشود ودر مويز زماني است كه دانه غوره بسته شود وجماعتى از علماء برانند كه زمان تعلق وقتي است كه گندم وجو وخرما وانگور برآن صادق باشد وأين قول خالى از قوت نيست هر چند قول أول أحوط است بلكه أحوط مراعاة جانب احتياط است زيرا كه گاهى قول دويم موافق با احتياط مىشود ( مسئلة 2 ) زكاة هر چند وقتيكه ذكر شد تعلق ميگيرد الا آنكه در اعتبار نصاب مناط بخشك آنها است پس هر گاه ترآنها بقدر نصاب باشد وبخشكيدن از نصاب كمتر شود زكاة ندارد ( مسئلة 3 ) خرماى بر بن ودقل ونحوآنها كه رطب آنها را مىخورند واگر بگذارند بخشكد خرماى آن كم مىشود يا آنكه خشك آنها را خرما نميگويند مدار برآن است كه بر فرض خشك شدن خشك آن بقدر نصاب باشد كه اگر خشك آن بقدر نصاب نرسد زكاة ندارد ( مسئلة 4 ) هر گاه مالك بخواهد بعد از تعلق زكاة وپيش از خشك شدن آنها در بسر يا رطب وغوره يا انگور تصرف نمايد بزيادة از آنچه در متعارف از مونه آن محسوب ميشود بايد زكاة آنرا بر ذمه بگيرد چنانچه اگر بخواهد تمام آنرا بچيند بر فرض آنكه خشك بحد نصاب باشد بايد زكاة آنرا بدهد ( مسئلة 5 ) هر گاه ثمره زكوي كه چيده نشده خرص وتخمين بر مالك شده باشد وساعي زكوات از قبل حاكم شرع قبل از خشك شدن آن پيش مطالبه زكاة آنرا كند بر مالك واجب نيست قبول كند بخلاف آنكه اگر مالك زكاة آنرا حساب كنند واز خرماى نرسيده يا رطب يا غوره ونحو آنها بخواهد بدل كند كه بر ساعى واجب است قبول كند ( مسئلة 6 ) وقت وجوب اخراج زكاة كه بر ساعي جايز است مطالبه كند واگر مالك تأخير انداخت واتفاقا تلف شد ضامن است هنگام پاك شدن غله وچيدن خرما ومويز خشكيدن است پس وقت تعلق زكاة غير از وقت وجوب دادن است چه كه وقت تعلق بسته شدن دانه بود ووقت أداء تصفيه وچيدن است ( مسئلة 7 ) جائز است مالك با ساعي تراضى نمايند وقسمت كنند پيش از چيدن آن ( مسئلة 8 ) بر مالك جايز است كه پيش از چيدن ميوه زكاة آنرا از خود ميوه بر درخت بدهد يا از قيمت آن ( مسئلة 9 ) جايز است دادن قيمت زكاة از طلا ونقره يا غير آن از هر جنسي باشد بلكه جايز است از منافع بدهد مثل سكناى خانه ونحو آن بآنكه عين خانه را مثلا